على بن محمد ناصر خان ظهير الدوله

56

سفرنامه ظهير الدوله ( همراه مظفر الدين شاه به فرنگستان ) ( فارسى )

برسيم . اسب نبود ، معطل شديم ، يك روسى كه از كهدم با درشكه مىآمد و براى نظارت راه تا قزوين مىرفت هم رسيد . آن هم براى اسب معطل مانده ، درشكهء ديگر از كهدم رسيد كه يك نفر فرنگى با زنش در آن بودند . آنها هم براى اسب معطل ماندند . آفتاب خيلى گرمى هم بود . از بس مهمانخانه كثيف بود هيچ‌كدام هم ميل به پياده شدن در مهمانخانه نكرده بوديم . قال و مقال كالسكه‌چىها و عابرين و نايب مهمانخانه كه مردى ميرزامآب بود و ريش مچه‌پئى داشت و خيلى بلند و به قول عوام تهران نستعليق حرف مىزد و بى خود راه مىرفت و به سيد اسد اللّه باقراوف فحش مىداد ، درگرفت . آن مرد روسى زود كتابچهء يادداشت از بغل درآورده ، اسم كالسكه‌چىها را يادداشت كرد كه منزل ديگر تنبيه كند . من زود در حين اوقات‌تلخى و يادداشت نوشتن او ، آقاى حسين پاشا خان را پيغام كردم كه زحمت بكشيد اسم نايب را هم بنويسيد . بىاختيار خنديد و نوشت . در آن معطلى و آفتاب سخت و سرگردانى كه موقعى به‌دست آمده بود ، از كنت خواهش كردم كه با مداد يك كاغذ از قول من به مسيو ( پاتييوش‌كوف ) نايب دوّم سفارت روس در تهران نوشت ، تعريف از راه و شكايت از مهمانخانه‌ها ، داديم به آن مرد و زن فرنگى كه به تهران مىرفتند . و هم در آن معطلى آن كاروانسراى خرابه را تماشا كرديم . بالاى درب ورود كاروانسرا لوحهء سنگ مرمريست كه بر آن اين قطعهء ماده تاريخ به خط نستعليق خوب منقور است : گوهر بحر نجابت گلشن صدق و صفا * حاجى ناجى محّب خالص آل عبا لجّهء بحرين جود و رتبه قزوينىنژاد * كوكب برج شرف سرحلقهء اهل وفا قطب تمكين سپهر منزلت حاجى على * تير گر اندر لقب آن مصدر عز و علا ( تير گر مثل تفنگ ساز يا قنداق ساز است . ) ساخت اين نيكو رباط از بهر خيرات عمل * وز ره همت به تائيد و به توفيق خدا